محمد تقي المجلسي ( الأول )
9
لوامع صاحبقرانى ( شرح الفقيه ) ( فارسي )
است از روى حزن و قل هو الله احد را خواندند پس آن مقدار كه نفسى توان كشيد صبر كردند و بعد از آن الله اكبر از جهت رفتن به ركوع گفتند در وقتى كه ايستاده بودند نه در رفتن به ركوع چنان كه متعارفست پس به ركوع رفتند و دستهاى خود را از زانوها پر كردند و انگشتان دستها گشوده بود و زانوها را بر پشت شكستند تا آن كه پشت راست شد تا به مرتبه كه اگر يك قطره از آب يا روغن بر پشت مىريختند حركت نمىكرد و چون پشت راست شده بود و زانوها بر پشت شكسته بود و در نسخ امالى تردّد بود و در بعضى از نسخ و ردّ ركبتيه إلى خلفه بود و اين عبارت در كافى نيست و گردن را كشيدند و به زير نينداختند و چشمها را بر هم گذاشتند . و در صحيحه زراره وارد است كه نظر را در حالت ركوع در ميان هر دو پا كنند و در اين حديث آنست كه بر هم گذارند پس مخيّر است ميان هر دو و ممكن است كه حضرت نظر در ميان هر دو پاها داشته باشند و حماد خيال كرده باشد كه حضرت چشم بر هم گذاشتهايم و اين معنى را ظاهرتر مىدانيم پس سه مرتبه تسبيح كبير را به ترتيل و تانّى خواندند كه سبحان ربّى العظيم و بحمده يعنى خداوند عالميان را كه پروردگار منست و از آن اعظم است كه وصف عظمت او توان كردن منزه مىدانم از آن چه لايق ذات و صفات و افعال او نيست و شكر او مىكنم بر اين نعمتى كه مرا اهل تسبيح خود گردانيد پس راست ايستادند و چون درست ايستادند گفتند سمع الله لمن حمده يعنى حق سبحانه و تعالى اجابت فرمود دعاى حمد كنندگان خود را هر چند دعا نكرده باشد چون اصل حمد دعاست زيرا كه ظاهر است كه هر گاه شخصى اين خسيسان دنيا را مدحى كند البته در مقام احسان هستند ، كسى كه مدح اكرم الاكرمين كند البته جميع مطالب او بر آورده مىشود و لهذا در حديث است كه بهترين دعاها الحمد للَّه است پس